بی همراز / دفتر شعر حشمت الله محمدی

بی همراز / دفتر شعر حشمت الله محمدی

حافظ سخن بگوی که بر صفحه جهان -- این نقش مانَد از قلمت یادگار عمر

ایستگاه آخر

دلا باور نما که محشری هست

حساب و دفتر و پرسشگری هست

 

قطار زندگی خوش می خرامد

بدان که ایستگاه آخری هست

 

مسیری خرم و سرسبز بینی

نهایت این چمن را اخگری هست

 

مشو غره به این اندام و بازو

برای هر یَلی زور آوری هست

 

نباید پا نهی در کوره راهی

که بیم رهزن و عصیانگری هست

 

عروس دلفریب و پست دنیا

برایش طالب عاشق تری هست

 

بپرهیز از ستم بر زیر دستان

ورای هر سری بالا سری هست

 

مشو غافل از این دیر مکافات

چو بد کردی برایت کیفری هست

 

بپوشان عیب و اسرار خلایق

برای راز تو افشاگری هست

 

لباس عافیت آن کس بپوشد

دلش طاهر ز هر عیب و شری هست

 

 حشمت الله محمدی (بی همراز)