بی همراز / دفتر شعر حشمت الله محمدی

بی همراز / دفتر شعر حشمت الله محمدی

حافظ سخن بگوی که بر صفحه جهان -- این نقش مانَد از قلمت یادگار عمر

پرواز در اوج

کی رسد زین قفسِ تنگِ تن آزاد شوم 

طَیَرانی زده و از ته دل شاد شوم

🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿

بروم تا سرِ قاف و بزنم چنگ و رباب

 بر سرِ جورِ زمان یک تنه فریاد شوم 

🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿

شِکنم قاعده ی عرفی و مقیاس ادب

 گذرم از منیت، بار دگر زاد شوم

🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿

اهل دل را خبر از باد بهاران بدهم 

بهر افسرده دلان، نغمه ی آباد شوم

🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿

بنشینم به سر شاخه ی آن سرو بلند

چوقفس شکستگان خُرّم وهیراد شوم

🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿

بزدایم ز دل غمزدگان ظلمت و غم

سوی بیدادگران بارقه ی داد شوم

🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿

پرکشم در پی دلدار و روم تا بر دوست

 در گلستان جهان، همدم شمشاد شوم

🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿

بیستون را بشکافم ز پی چشمه ی جان  

در پی وصل تو هم پیشه ی فرهاد شوم

🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿

 این نه رویاونه خواب، اوج شعور وحَضَر است 

گر از این تن گذرم یکسره آزاد شوم

🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿

حشمت الله محمدی ( بی همراز) همدان ،زمستان ۱۴۰۲