بی همراز / دفتر شعر حشمت الله محمدی

بی همراز / دفتر شعر حشمت الله محمدی

حافظ سخن بگوی که بر صفحه جهان -- این نقش مانَد از قلمت یادگار عمر

مستانه

دردم از یارست و از اغیار نیست

 هیچ گُل را بی‌نصیب از خار نیست 

🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴

ماه من گشتی، بمان بر بام من !

غیر کویت ،آشیان ،انگار نیست 

🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴

کی توان این عشق را در بند کرد ؟

مرغ زیرک را ،قفس، تیمار نیست

🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴

گر دهی فرمان که سر را وا نهم

 شوقِ سربازی، مرا ،انکار نیست

🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴

زندگی یابم از این سر باختن

 طایر قُدسی، پیِ مُردار نیست

🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴

جان فدای عشق جانان می کنم 

زین طریقت، هیچ کاری عار نیست 

🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴

نور حق جویم که گردم غرق نور

بی‌رُخت، این کلبه را انوار نیست

🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴

قِبلِه ام هرگز نمی گردد دو تا

 قلب عاشق، با تکثّر کار نیست 

🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴

بندگی در مکتب ما سروریست 

این شرافت را کسی، بیزار نیست

🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴

داغ هجران، گر تو را سوزی نداشت 

مرد باید ،جای دون و خوار نیست

🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴

پاک کن دل را به شوق وصل یار! 

 هرزگان را رخصت دیدار نیست 

🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴

مست شو! مستانه زی! مستانه میر!

در حریم جان،کسی هُشیار نیست

🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴

حشمت الله محمدی ( بی همراز)